جایی دیگر




نام شعر: Başka Yerde Olmak
شاعر: آتیلا ایلهان
مترجم: سعید فکری




دوازده و پنج دقيقه ستاره اي خزيد بر آسمان ازمير*

باد از دريا  صورت شهر را مي نواخت

خيس عرق بودم، پريشان

گويي محصور مديترانه بودم

كارشي ياكا*  مي درخشيد همچو دانه هاي تسبيح

در كافه اي محقر و مه آلود ساحلي 

در انديشه استانبول مي نوشيدم

استانبول ترانوايي بود سبز پژمرده

فرياد سر داده بود 

به سوي سلطان احمد مي شتافت

دوازه و پنج دقيقه در ازمير  بودم

آري!

شعر همچو دريا مواج بود




دوازده و پانزده دقيقه  در استانبول بودم

دختركي هلال روي 

روياي خود را مي بافت در بشيكتاش

ومن به تنگ آمده بودم

بوي مرکب خام ساطع بود و استون

در ساري ير ماهيگيرها دريا را مي كشيدند

دريا از اعماغ خود آه مي كشيد

دوازده و پانزده دقيقه قدحي جين نوشيدم

قدح شكاندم، بي قرار بودم

وزوو* در درونم آتش مي فشاند 

حيران بودم

چشمانم مشتاق آفتاب ناپولي بود

دوازده و پانزده دقيقه در استانبول

شگفتا!

آسمان به يك باره يخ زد



دوازده و سي و پنج دقيقه در ايستگاه ناپولي

قطاري مي لرزيد

در كافه ي كوچك كشتي ران به شراب سپرده بودم خود را

چه مست بودم،  پلك هايم مي سوخت

در تاريكي اطراف سانتا لوچيا 

روسپي ديدم بي آرزو

چشمان اش خسته بود و بي خواب

دوازده و سي و پنج دقيقه در ايستگاه قطار

اگر جسارت مي كردم پول بليت گدايي مي كردم

در هوس پاريس مي مردم

نعره هاي نوتردام از دور پيدا بود

بی قراری در من شعله میکشید

دوازده و سي و پنج دقيقه در ناپولي 

آه خداي من!

خواب از چشمانم رفته بود



دوازده و پنجاه و پنج دقيقه در پاريس آشوبي به پا شد

آشفتگي در من قد مي كشيد

هر كس در تكاپو بود 

هر كس گرسنه بود

هر كس سوال مي پرسيد

من پيوسته سوالي مي پرسيدم

آفريقا همچو ابري بر سر من سايه مي گستراند

دوازده و پنجاه و پنج دقيقه آنگه كه تو به خود آمدي

من در پاريس بودم گاردولس

در هتلي محقر

تو را ترك كرده بودم 

پريشان از جدايي 

خشم خود به مي سپرده بودم

نامه هايت را پاره كردم

سوزاندم

تمام نامه هايت را

نوشته هايت را و نانوشته هايت را

دوازده و پنجاه و پنج دقيقه عصياني به جانم افتاد

پاريس سركش بود و من نيز هم

گويي بايد از نو زندگي مي كردم.


*عبور ستاره دنباله دار نوید تولد و یا خبررحلتی است
* کارشی یاکاkarşıyaka نام منطقه ای در ازمیر است
* وزووMount Vesuvius نام کوه آتشفشانی فعال در ناپولی است 

نظرتان را ارسال کنید

اطلاعات و شرح نظر خود را ارسال نمایید.


نظرات کاربران
  1. نسرين خادمي

    گويي بايد از نو زندگي مي كردم عالييييييي🌹🌹🌹🌹🎸🎸🎸🎸🌟🌟🌟🌟

  2. کنج خموش

    بی قراری در من شعله میکشید...