سرگردانی زیباست


نام شعر: şahane serseri
شاعر: آتیلا ایلهان
مترجم: سعید فکری



رهايم كن
بند و زنجير هم نگهدارم نيست
که به چارقی آهنین و عصای فولاد 
سفر برگزیدم 
چه کنم!


باز شب بر درختان با كلاغ ها لانه كرد
باد بي قراري مي كند
ستاره ها پراکنده در دوردست 
موج ها از پي هم پريشان مي دوند


مسافر زاده شده ام
جاده هاي هفت كوه از قلبم مي گذرد 
خوشه خوشه شعر از درونم مي تراود
شبنم باران بر لبانم
راه مرا مسخ مي كند و با خود مي برد


مسافر زاده شده ام
همنوا با رودها به دريا رسيدم
شب را
اين دنياي بزرگ را
و 
گريستن را
برگزیدم


سفر كه آغاز شد تا غروب زندگي جاريست
از پي نان و شراب
در پي درناها
شهرها 
عشق هاي بزرگ
كه دل كندن از آن غم سنگيني است


من 
كودكانه عاشق شدم 
اضطراب کشیدم همچو ديو 
بادهاي دنيا 
در رگهاي من مي وزد


با تمام جنگ ها، گرسنگي ها، 
تنهايي هايم
مسافر زاده شده ام
چه كنم!


غربت برگزيدم
وطن برگزيدم
آزادگي برگزيدم


نظرتان را ارسال کنید

اطلاعات و شرح نظر خود را ارسال نمایید.


نظرات کاربران
    هیچ نظری ثبت نشده است